العلامة المجلسي

84

حياة القلوب ( فارسي )

بندگانش ، پس امتحان نمود به اين ، ملائكهء مقرّبين خود را تا جدا كند متواضعان ايشان را از متكبران ، پس گفت با آنكه عالم بود به آنچه در قلوب پنهان گرديده ودر عيوب محجوب شده كه : من خلق‌كننده‌ام بشرى را از گل پس هرگاه أو را درست كنم وبدمم در أو روح خود پس در افتيد براي أو به سجده ، پس سجده كردند جميع ملائكة مگر إبليس كه أو را عارض شد حميّت ، پس فخر كرد بر آدم به خلق خود ، وتعصّب كرد بر آدم از براي أصل خود ، پس شمرده شد امام متعصبان وسلف متكبران ، آن است كه نهاد أساس عصبيت را وبا خدا منازعه كرد ، وبه دوش انداخت رداى جبروت وبزرگوارى را ، وپوشيد لباس تعزّز وسركشى را ، وانداخت كمند قناع تذلّل وشكستگى را ، نمىبينيد كه خدا چگونه أو را صغير وحقير گردانيد به سبب تكبر أو ، وأو را پست گردانيد به سبب ترفّع أو ؟ پس گردانيد در دنيا أو را رانده شده ومهيا گردانيد از براي أو در آخرت آتش افروزنده ، واگر حق تعالى مىخواست كه خلق كند آدم را از نوري كه مىربود ديده‌ها را روشنائى أو ، وحيران مىكرد عقلها را نيكى منظر آن ، واز طيبي كه مىگرفت نفسها بوى خوش آن ، مىتوانست كرد ، واگر چنين مىكرد گردنها براي أو خاضع وذليل مىگرديد ، ودر آن باب ابتلا وامتحان بر ملائكة سبك مىشد ، وليكن حق تعالى امتحان مىفرمايد بندگانش را بعضي از چيزها كه اصلش را ندانند ، تا تمييز كند ايشان را به امتحان ايشان ، ونفى كند تكبر را از ايشان ، ودور گرداند خيلاء وفخر را از ايشان ، پس عبرت گيريد از آنچه خدا كرد به إبليس ، كه حبط وباطل كرد عمل دور ودراز أو را ، وسعى أو را كه در آن مشقّت بسيار كشيده بود ، بتحقيق كه أو عبادت خدا كرده بود شش هزار سال ، كه نمىدانستند مردم كه از سالهاى دنياست يا از سالهاى آخرت از بزرگى يك ساعت آن ، پس كي بعد از شيطان سالم مىماند نزد خدا هرگاه مثل معصيت أو كه تكبر باشد بكند ؟ حاشا نه چنين است كه خدا بشرى را داخل بهشت كند با كردن كارى كه به سبب آن كار بيرون كرده است از بهشت كسى را كه ظاهرا از جنس ملائكة مىنمود ودر ميان ايشان بود ، بدرستى كه حكم خدا در أهل آسمان وأهل زمين يكى است ، وميان خدا واحدى از خلقش خاطرجوئى نمىباشد در اينكه مباح كند براي أو قرقى را كه بر عالميان حرام گردانيده است .